خرید بک لینک
قدیم که دلم میگرفت...

ذهنم شلوغ میشد یا حالم بد بود همه دغ و دلیم سر نوشته هام خالی میکردم اینقدر مینوشتم تا آرام بشم، همین کار کردم بعد مدتها از چیزهایی نوشتم که به خودم قول داده بودم دیگه ننویسم، اصلش یک نامه بود یک دنیا حرف نزده....

بعد آن آرام شدم، همان آدم قبل، دوباره به خودم گفتم قرار نیست عین باقی زن ها باشی، محکم باش، آرام گرفتم خودم را جمع و جور کردم و به همه سختی های دنیا لبخند زدم! نه از روی بیخیالی، من هنوزم یک جنگجوی یک دنده ام....

برچسب: نویسنده: طاها احمدی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 5:27

صفحه بندی